ما چقدر با دردشان آشنا هستيم....
چند جمله اما همه حرف !نامه ارسالي يك زن كارگر
زندگي زني با سه فرزندش در پارك ايل گلي تبريز در زير چادر
من يك زن كارگرم,الان 14 ماه است حقوق نگرفته ام,سرويس تردد را قطع كرده اند خودم صبح ماشين ميگيرم,دفترچه هاي بيمه ما رو هم كه اعتبار نميزنن, تمام قسطهايمان عقب افتاده اند, بچه هايم را نتوانستم به مدرسه بفرستم. چون پول نداشتم.از صبح تا شب جان ميكنم اما شبها بچه هايم سر گشنه بر بالين ميگذارن. اين در كجاي اسلام آمده؟ اينها خدا را ميشناسند؟ اين آخوندهايي كه گردن خودشان را كلفت كرده اند آيا ميتوانند حتي يك روز با اين وضعيت زندگي كنند؟ به خدا خيلي گرفتارم,تو رو خدا يك جا اين درد من را فرياد كن شايد اين دولت لعنتي شرم كند...
انجمن دفاع از كارگران و بيكاران

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 18:36  توسط سارا سپهري
|