تبليغاتX
فرياد كارگر -
 
اجتماعي - كارگري
 

 

  نگاهي كوتاه بر آنچه بر زنان ايران رفته است

 

اين قاتلان موميايي از غروبهاي مرده فرو خواهند افتاد

زمان در دستان شناور ما منزل دارد...

 

 به قلم سارا سپهري

*

همه ميدانيم كه زنان ميهن ما در انقلاب ضدسلطنتي نقشي بسيار بارز و به نسبت ساير انقلابها در دنيا نقشي بينظير داشتند و شخص خميني نيز ناگزير اذعان كرده بود كه:“زنان در صفوف مقدم اين نهضت بودند”.

 اما خميني و حكومت پس از او، در حق زن ايراني چه كردند؟

از همان ابتدا بنحو عجيبي اولين نقض عهدها در مورد زنان شروع شد. 7 اسفند 57، دو هفته پس از پيروزي انقلاب بهمن،دفتر خميني اعلام كرد كه قانون حمايت خانواده را ملغي مي‌داند. ‌اين قانون، امتيازات محدودي را در حقوق خانواده به زنان اختصاص داده بود. يك روز بعد يعني8اسفند خدمات اجتماعي زنان ملغي شد و با فاصله سه روز بعد در 11 اسفند 57,زنان قاضي از قضاوت و حضور درقوه قضائيه محروم شدند.

آيا اين موج حذف و پايمالي حقوق زن، از ابتداي حاكميت آخوندها هيچگاه توقف داشته است؟

واقعيات ميگويند كه نه!برعكس قدم به قدم،زنان زير خشنترين سركوبها قرار داشتهاند.به يك خبر از همين نمونه توجه كنيد:

 دكتر زهرا بني يعقوب، پزشك 27سالهيي که در يکي از روستاهاي مناطق محروم همدان مشغول طبابت بود، در لوناپارک همدان توسط مزدوران بسيجي به اتهام مزخرف «جرم مشهود» دستگير شد و در بازداشت به قتل رسيد. دادگستري همدان 48ساعت پس از دستگيري اعلام كرد كه وي در بازداشت خودكشي كرده است.

علت اين رفتار با زنان چيست؟

براي جواب به اين سؤال، اول بايد دانست كه افكار سران اين دولت عقب مانده در مورد انسان و زن چيست. يعني بايد به ريشهها نگاه كنيم.سفري به كارنامه و نگرش آخوندها در مورد زنان كار را ساده تر خواهد كرد.

روزنامه رسالت در تاريخ 30مهر76 از قول خميني نوشت:“در تساوي زن و  مرد مِن جميع الجهات پايمال كردن چند حكم ضروري اسلام و نفي برخي از احكام صريح قرآن است و تكليف معتقدان به چنين مطلبي را اسلام تعيين كرده است»!

 و ادامه داد:در طلاق لازم نيست كه زن اطلاع داشته باشد، چه رسد كه راضي باشد!!

خميني همچنين در كتابي تحت عنوان«تحرير الوسيله ـ  جلد دوم - صفحهٌ 13 مسأله 5 »به صراحت و البته وقاحت خاص خودش اين چنين قيد كرده است:“ولايت تصرف در اموال كودك … از آن پدر و جد پدري است …مادر و جد مادري … هيچ ولايتي ندارند …”.

 بعد از خميني خامنه اي هم در زمينه نابودي نقش زنان ايران چيزي كم نگذاشت و در تاريخ 30 تير 76 اعلام كرد:اين مساٌله كه زنان بايد در صحنه‌هاي اجتماعي به همان تعداد و كميتي كه مردها هستند،حضور داشته باشند، نكته‌يي منفي،فكري ابتدايي،بسيط و كودكانه است!”

آخوند مشكيني، رئيس وقت مجلس خبرگان،نيز به تبعيت از اجداد خودش در تاريخ 3 آبان76 از قول اسلام و قران خودش چنين گفت:

«مساٌله تساوي حقوق مرد و زن به معنايي كه ذكر كرده‌اند، ضد قرآن است، ضد دين است!»

و اما نگاهي به تاريخچه قيام زنان در سالهاي انقلاب ايران اثبات اين واقعيت است كه انقلاب 57 نيروي عظيم زنان را آزاد كرد.اما حاكميتي كه رهبري انقلاب را دزديد,نه ميخواست و نه توان پاسخ دادن به اين نيروي عظيم و سمت و سوگرفتن در جهت بهرهگيري از آن را داشت.

علت ريشهاي تر اين است كه زن ستيزي فكر مركزي ايدئولوژي بنيادگرا و مرتجع آخوندها است.بنابراين طي 30 سال گذشته،خشنترين رفتار نسبت به زنان اعمال شده و زنان قدم به قدم از پهنههاي زندگي اجتماعي عقب رانده شدند.  نسبت به زناني كه به مبارزه با اين رژيم برخاستهاند،سبعانهترين شكنجهها و جنايتكارانهترين رفتارها و هتك حرمتها در زندانها اعمال شد و هزاران تن از آنها پس از شكنجههاي بسيار اعدام و تيرباران و قتلعام شدند.اما در مورد عموم زنان، و نه فقط زنان مبارز و سياسي،نه تنها همان قوانين نيمبندي كه حاصل دهها سال مبارزه زنان بود،مانند: قانون خانواده ملغي شد،بلكه سنگين ترين زنجيرها كه محصول تفكر پوسيده و ارتجاعي خميني بود،تحت عنوان قانون،چونان زنجيري بر دست و پاي زنان بسته شد.

و اما در ميان قوانين زن ستيزانه حكومت ننگين و سياه آخوندها،نفرتانگيزترين قانون،اجراي سنگسار است.

تنها در دوره اول رياست جمهوري خاتمي 10 زن و از ديماه 78 تا ارديبهشت79 شش زن يا به‌سنگسار محكوم شده يا سنگسار شده‌اند.در يك مورد زني كه توانسته بود خود را از زير باران سنگها بيرون بكشد،توسط پاسداران دستگير شد و به‌دستور آخوندي كه در صحنه حاضر بود،مجدداًَ سنگسار گرديد.

 

 

 علاوه بر سنگسار،اعدام  زنان در ملأعام،صحنهايست كه در تاريخ ايران بي‌سابقه‌ است،بله!عملي شوم كه عمق شقاوت و زن‌ستيزي حكومت ملاها است.اما جنايت آخوندها تنها به سنگسار و اعدام زنان محدود نميشود.بلكه بايد

عميق تر از آن به تأثيراتي كه اين زنستيزي روي خود زنان دارد انديشيد. يكي از وجوه اين تأثير,خودكشي و خودسوزي زنان است كه با كمال تاسف بصورت گستردهيي در شهرها و روستاها شايع ميشود.نرخ خودكشي در ايران به‌طور متوسط 25 تا 30 در يكصد هزار نفر است. اين آمار بالاترين حد بحران خودكشي در جهان است،زيرا متوسط آمار خودكشي در جهان حدود 11 تا 12 در يكصدهزار نفر است.طبق آمار جمع آوري شده زنان در ميهن ستم زده ما چهاربرابر مردان دست به‌خودسوزي مي‌زنند.

رژيم ملاها كه بخاطر نقض مستمر حقوق بشر و از جمله نقض حقوق زنان در ايران،54 بار توسط سازمان ملل محكوم شناخته شده،از تن دادن به قوانين جاري در دنيا براي رعايت شئون زنان سرباز زده است.از جمله پيوستن خودش به‌كنوانسيون ملل متحد در خصوص منع هرگونه تبعيض عليه زنان را رد كرده است.بله! در نتيجه اين سياست زن ستيزانه

آنطور كه خبرگزاري حكومتي ايرنا در ارديبهشت سال 80 اعلام كرد،65% از دختراني كه از دانشگاه فارغ‌التحصيل مي‌شوند،خانه‌نشين مي‌شوند و هيچ شغلي پيدا نمي‌كنند.

به راستي اين عقب راندن و سركوبي زنان چه عواقبي براي آنها در جامعه داشته است؟

 آن روي سكه تبعيض و پس راندن زنان،ره آورد شومي است كه حاكميت آخوندها فجيعترين نوع آن را به مردم ايران هديه كرده است.معضل‌ زنان‌ خياباني‌ و دختران‌ فراري‌ هر ساله‌ با  رشد 10تا15درصدي‌ مواجه است.فرار دختران جوان از خانه به‌ميزان 30% افزايش يافته است.سن فحشا به 14 سال رسيده است،برخي از خانواده ها به‌دليل فقر،دختران خود را در برابر وجه ناچيزي اجاره مي‌دهند.دختران دبيرستاني با دريافت 50000 ريال خود را مي‌فروشند.همواره تعداد بيشتري اجساد متلاشي شده يا سوخته زنان و دختران جوان كه هيچ هويتي ندارند در گوشه و كنار شهرهايي مانند تهران پيدا مي شود.با اينهمه،اقدامات سركوبگرانه،قوانين تبعيض آميز و احكام ضدبشري عليه زنان،كينه زنستيزانه آخوندهاي حاكم و مزدورانشان عليه زنان را ارضاء نميكند.از اين رو طي ساليان گذشته بنا بر فتاوي آخوندهاي كثيف و فاسد حكومتي شاهد قتلهاي زنجيرهاي زنان در شهرهاي مختلف كشور بوديم، از جمله تنها به دست يك جنايتكار بسيجي در مشهد،19زن نگونبخت،يكي پس از ديگري كشته ميشوند و سركردگان پاسداران در اظهاراتي كه از تلويزيون دولتي پخش ميشود،علناً از اين جنايتها حمايت ميكنند و زنان مقتول را مستحق اين جنايتها ميدانند!اين در حالي است كه آخوندهاي حاكم و بالاترين مهرههاي اين نظام،خود سرنخ فحشا و فساد و پديده منحوسي همچون فروش دختران را در دست دارند و در پشت پرده باندهاي فساد را هدايت ميكنند.

به اين خبر توجه كنيد:

 روزنامه ايران در تاريخ 27 آذر78 اعتراف كرد: كاظم منتظر‌مقدم،رئيس دادگاه انقلاب كرج و شماري از  مسئولان  ادارات دولتي و نهادهاي حكومتي كرج،به‌بهانه سرپرستي از دختران فراري،دهها دختر جوان را  مورد سوء‌استفاده‌هاي جنسي رذيلانه قرار داده بودند.اين مركز فساد در سال 76،تحت عنوان سرپرستي از دختران فراري،توسط محسن رفيقدوست، رئيس بنياد «بنياد مستضعفان» و مهدوي كني، تأسيس شد و زير نظارت «بنياد هدايت و حمايت اسلامي تهران» قرار گرفت.

در محاكمه    اسماعيل افتخاري معروف به “اسمال تيغزن”، رئيس سابق گروه ضربت كميته منطقه 12 تهران، فاش شد كه  وي و پاسداران تحت امرش شماري از دختران جوان را ميربودند و پس از تجاوز به آنها، اجسادشان را در مناطق مختلف تهران رها مي‌كردند!

بله و اين چنين بود كه ماهيت زن ستيز آخوندهاي كثيف و سرا پا فساد،30 سال فاجعه براي زن ايراني،آفريد. اما امروز زن ايراني،اين نظام را در تماميت خود،نفي ميكند و در سلسله تظاهرات خود فرياد ميزند:“ اين صدا صداي آزاديست” زن ايراني به رغم شب سياهي كه آخوندها برايش به وجود آوردند،چشم به صبح آزادي خود دارد و شك نيست كه آن را به چنگ خواهد آورد.

 انجمن دفاع از كارگران و بيكاران

87.2.22

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 18:43  توسط سارا سپهري  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM